تبليغاتX
بایکوت

بایکوت

در اینجا تخیل حکمفرماست

شاید بتوان گفت که زندگی احمد قوام السلطنه و سیر حوادثی که او در زندگی درگیر آن بودو در مقابل عملکرد زیبا و هوشمندانه او در تاریخ ایران بی مانند است.شخصیتی که گروهی او را خیانتکار و گروهی دیگر وطن خواه و عده ای دیگر مزدور انگلیس  و... میدانند تا کنون به یکی از عجیب ترین معماهای تاریخ معاصر ایران تبدیل شده است.

احمد قوام که خواهر زاده امین الدوله صدر اعظم دوران ناصری بود در یک خاندان اشرافی پرورش یافت تا در آینده غرور و نخوت اشراف ایران را به تمامی با خود به همراه داشته باشد. به واسطه دایی عزیز خود به تحصیلعلم وپیمودن مدارج ترقی در دربار  و تحصیل در مدرسه حقوق در رشته علوم سیاسی پرداخت.

قوام از منشی گری مظفرالدین شاه آغاز کرد و تا وزارت پیش رفت و در نهایت چندین دوره  نخست وزیر این مرز و بوم شد.یکی از جالب ترین این نکات این است که تمامی مناصب او در پست های مختلف همگی در دوران های بحرانی قرار گرفت و قوام به بهترین شیوه نقش خود را در این میان ایفا کرد.دوران منشی گری مصادف با انقلاب مشروطه بود و او یکی از اصلی ترین واسطه ها برای گرفتن امضای شاه شد.دوران وزارت جنگ او مصادف با خلع سلاح مجاهدان و چندین دوره از نخست وزیری های او در دوراند جنگ جهانی اول و قائله میرزا کوچک خان و در جنگ دوم در قضیه جدایی آذربایجان دوران کوتاه تیر1331.

جدای از تمامی حواشی تاریخی که در مورد قوام  به خصوص در سال های پس از انقلاب 57 نوشته شده است و گاه تا حد افسانه پردازی در مورد او گفته و نوشته اند¸اما در کارنامه این مرد نکات جالبی دیده میشود که مرور آن خالی از لطف نیست:

1_ اعتقاد به سیاست مدرن:سیاست در اروپا بعد از ماکیاول دچار یک شکاف اصلی شد.دیگر سیاست هدفش تعالی روحی انسان ها  نبود.بلکه آمده بود تا به هر روشی به اهداف خود که برای ملت  و کشور مفید است دست یابد.قوام که در پاریس علوم سیاسی خوانده بودو قطعا تاثیر از آنجا بسیار زیاد گرفته بود.

او در تمام زندگی سیاسیش از هیجانات خود را بدور داشت  و ارزشی از پیش تعریف شده قائل نبود.در دوران بعد از سید ضیا که سکان نخست وزیری را در دست گرفت در هنگام معرفی کابینه به مجلس به ایراد نطقی پرداخت که کاملا قابل توجه است.

2_نگاه عرفی به سیاست و جامعه: قوام از همان ابتدای تربیت توسط امین الدوله این خصیصه اصلی را فرا گرفت  و تا پایان نیز بر آن پای فشرد.همان طور که امین الدوله در زمان صدارت با بسیاری از روحانیون در گیر شد و مخالف حضور آنها در قدرت بودو از طرفی  به دنبال تاسیس و گسترش نهاد های عرفی مدرن بود .قوام نیز در تمامی دوران این درس را سرلوحه کار خود قرار داد. یکی از بند های اطلاعیه او در تیر 1331 تاکید بر همین نکته بود.

3_شیوا عمل بر اساس موازنا مثبت: شاید بهترین توصیف در مورد عملکرد او در سیاست خارجی بتواند این جمله چرچیل باشد که "امپراطوری بریتانیا نه دوستان و نه دشمنان واقعی  بلکه منافع دائمی دارد. با همین نگاه و در راس قرار دادن منافع ملی ایران  به عنوان منافع دائمی بود که قوام توانست از کارزار میرزا کوچک خان و یا جدایی آذربایجان و ... سربلند بیرون آید. او به خوبی از روابط بین المللی و نقش یک بازیگر به نام دولت در این عرصه آگاه بود. اگاهی و عملکردی که امروز در ایران عدم وجودش به خوبی احساس میشود.

4_قانون:اهمیتی که قوام به امنیت و آزادی آن هم در پرتوی مفهوم قانون میداد دید گاه او را از بسیاری از سیاست مداران آن دوران متمایز میکند.ایرادات او به دولت سید ظیا در این زمینه بسیار جالب است.نکته جالب دراین میان این است که برای او قانونی که حجت بود قانون مشروطیت بودو حاضر به کوتاه آمدن از آن نبود.

قوام هیچگاه در زندگیش از اصول خود کوتاه نیامد  و حاضر به دادن تمامی هزینه آن نیز بود. مرور دوباره زندگی احمد قوام السلطنه چه از منظر تاریخی  و آکادمیک و چه آموزشی برای نیروهای سیاسی و سیاست مداران لازم است. اصولی که بسیاری از آن در عملکرد بسیاری از مدعیان آزادی تجدد و عرفی گرایی در ایران لگدمال شد در زندگی او به خوبی مشاهده  و درک میشود.با مرگ او ایران یکی از بزرگترین یاری رسانان عرصه های توفانی را از دست داد.

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 7:45 PM توسط امین |